امضا: «محبعلی 92» (پایین چپ)
کلاژ و اکریلیک روی بوم
166×118 سانتیمتر
تاریخ اثر: 1392
تصویر پیشرو پرتره یک مرد سالخورده با دستهایی در حالت تأمل را به نمایش گذاشته که در آن چهره و دستها مرکز توجهاند، اما آنچه در مواجهه اول این اثر را از سایر آثار پرتره متمایز میکند عنوان آن است. عنوان «آقای سیاستمدار» تصویر را از یک پرتره شخصی به نماد چهره قدرت تبدیل میکند. محبعلی در این اثر با ترکیب پرتره واقعگرایانه و مداخله بصری شبکه مربعها و خطوط درهم توانسته چهره قدرت را مبهم، چندلایه و غیرقابل اعتماد نشان دهد. سیاستمدار در این تصویر انسانی است که حضور دارد اما هیچگاه بهطور کامل آشکار نمیشود؛ همیشه میان بیننده و او فیلتری وجود دارد.
مربعهای کوچک سفیدی که به طور منظم بر سطح اثر نقش بستهاند، به مثابه پیکسل یا نقاط شبکهای، بافت کلاسیک پرتره را قطع کردهاند. این مربعها میتوانند نمادی از سانسور، فیلتر ادراکی یا گسست در حافظه باشند. شباهت مربعها به پیکسل نیز استعارهای از دیجیتالی شدن تصویر، دادهها، یا محدودیتهای ادراکی است که در عین انتقال مفهوم، ورود جهان دیجیتال به قلمروی هنر سنتی را به نمایش میگذارد. پرتره به عنوان ژانری سنتی در تاریخ هنر همیشه ابزار هویتبخشی بوده؛ اما در اینجا هنرمند آن را با نشانههای دیجیتال تداخل داده و اذعان میدارد پرتره کلاسیک امروز بدون حضور، داده و رسانه کامل نیست. این ترکیب تقابل میان انسانیت عمیق چهره با سردی و نظمِ دادهای مربعها را نشان میدهد. یعنی سیاست امروز از مسیر رسانه و داده بازنمایی میشود نه از واقعیت عینی.
چهره و دستها در قاب اصلی بهشدت نزدیک و بزرگنمایی شدهاند؛ این نزدیکی باعث میشود مخاطب نتواند از نگاه سیاستمدار فاصله بگیرد؛ هرچند که بخشی از چهره، که محل قرارگیری چشمهاست، با سایه پوشانده شده و نگاه نیمهپنهان در سایه، حسی مبهم دارد. دستهای بههمفشرده حالت درونی سیاستمدار را نشان میدهند: سکوت، محاسبه و شاید انفعال یا تأملی سنگین. خطوط درهمتنیده بر چهره نیز ابهام، پیچیدگی و لایههای پنهان سیاست را القا میکنند؛ گویی حقیقت هیچگاه شفاف و روشن ارایه نمیشود. این مهمترین پیام اثر است؛ سیاستمدار همانقدر که دیده میشود، پنهان میماند، چرا که شبکهای از داده، سانسور و رسانهها چهرهاش را میپوشانند. ابهام در همه اجزای اثر جریان دارد و بهسان پردهای حقیقت را پوشانده است. بافتهای پرخط و درهمتنیده نیز حس آشوب و عدم شفافیت را تداعی میکنند، گویی چهره نه از گوشت و پوست، بلکه برساخته از خطوطی بیقرار است.
محبعلی در اینجا پرتره را نه برای بزرگداشت، بلکه برای نقد ساختار قدرت به کار گرفته است. وی در این اثر در تقابل با پرترههای کلاسیک سیاستمداران که معمولاً شکوه، اقتدار و کنترل را نمایش میدهند، نوعی شکست در بازنمایی چهره را به نمایش میگذارد و بر عدم شفافیت در سیاست تأکید میورزد.